"کس نیست در این گوشه فراموشتر از من!" به مناسبت سالروز کوچ شهریار به دیار باقی

کس نیست در این گوشه فراموشتر از من               وز گوشه نشینان تو خاموشتر از من

هر کس به خیالیست هم آغوش و کسی نیست     ای گل به خیال تو هم آغوشتر از من

می نوشد از آن لعل شفقگون همه آفاق            اما که در این میکده غم نوشتر از من؟

افتاده جهانی همه مدهوش تو لیکن                   افتاده تر از من نه و مدهوشتر از من

بی ماه رخ تو شب من هست سیه پوش            اما شب من هم نه سیه پوشتر از من

گفتی تو نه گوشی که سخن گویمت از عشق           ای نادره گفتار کجا گوشتر از من؟!

بیژن تر از آنم که بچاهم کنی ای ترک                 خونم بفشان کیست سیاووشتر از من؟

با لعل تو گفتم که علاجم لب نوش است           بشکفت که یارب چه لبی نوشتر از من!

آخر چه گلابی است به از اشک من ای گل          دیگی نه در این بادیه پرجوشتر از من

بیزدنده بیر یاد الییَِن ساق اولسون

حیدربابا ایلدیریملر شاخَندَه               سئللر سولر شاققیلدییوب آخَندَه

‫قئزلر اونَه صف باغلیوب باخَندَه             ‫سلام اولسون شؤوکتیزه ائلیزه!

‫منئمدَه بیر آدوم گلسئن دیلیزه

‫حیدربابا ککلیک لرئْن اوچندَه           ‫کوْل دیبئندن دؤوشان قالخوب قاچندَه

‫باغچه لرئن چیچکلنئب آچندَه             ‫بیزدنده بیر مؤمکؤن اوْلسه یاد ائله

‫آچولمییَن اؤرکلرى شاد ائله

‫بیرام یِلى چارداخلرى ییخَندَه                    ‫نوروز گؤلى، قارچیچگى چیخَندَه

آق بولوتلر کؤینکلرین سیخَندَه            ‫بیزدن ده بیر یاد ائلییَن ساق اوْلسون

‫دردلریمیز قوْى دیکلسین، داغ اوْلسون

حیدربابا سنئن گؤولین شاد اولسون      دؤنیا وارکن آغزین دولی داد اولسون

سندَن گِچن تانوش اولسون یاد اولسون   دینه: منئم شاعر اوغلوم شهریار

بیر عمردؤر غم اؤستؤنه غم قالار

خانه های قدیمی


خانه های قدیمی را دوست داریم، همه ما خانه های قدیمی را دوست داریم. چون؛ تاریخ در آیینه آنها به زیبایی پیداست. همه چیز در قلب این خانه ها عمر دارد، حرف دارد، برکت دارد. تکنولوژی آن ها را له نکرده یاغی گری ها ی مدرن تغییرشان نداده البته نه همیشه و البته اگر بگذارند؛ هنوز حیاط هست، حوض است، کوزه هست قناری می خواند. ماهی شنا می کند دیوارهای اتاق های کوچک مهمان جمعیت زیاد ی ست.سفره ها گسترده اند و صدای بزرگ تر ها از هر موسیقی در آنها، دل نوازتر است. چرا که حضورشان برکت خانه ها است.
کوزه های مملو از ترشی، نذری پزان همیشه به راه، سر و صدای بازی بچه ها و حتی دعواهایشان و ترس هایشان از زیرزمین و انباری. همه این حس ها برای ما در این خانه ها، تنها در این خانه ها تداعی می شود. در خانه هایی که با باران پنجره و چای داغ روی قل قل سماور آشتی اند. دست خودمان نیست خانه های قدیمی را دوست داریم، همه ما.

میلاد امام علی بن موسی الرضا مبارک باد

لالجین، دیاری پر جاذبه


لالجین، دیاری پر جاذبه است که در آن دست ها خاک را به هنر کیمیا می‌کنند، مردان و همچنین زنان هنرمندی که روز آنها در کارگاه‌های سنتی زیبا و پر از گل رس که به جان و دل آنها بسته است، آغاز می‌شود.
لاله‌جین، همانجایی است که استادکاران خاک را نه با دست بلکه با دلشان شکل می‌دهند و اینجاست که جان‌بخشی به اشیا را به چشم می‌توان نظاره کرد. لالجین را به سبب وجود کارگاه‌های سنتی و ماشینی فراوان و برخورداری از بیشترین آمار اشتغالزایی در آن، می‌توان به عنوان پایتخت تاریخ سفال ایران‌ زمین نامید که به حق این لقب برازنده این دیار هنرخیز است.
وارد شهر که می‌شوی، دست ساخته‌هایی از سفال و سرامیک را در آن مشاهده می‌کنی که چه زیبا و هنرمندانه به اشکال مختلف خودنمایی می‌کنند و هنر هنرمندان خوش‌ذوق و توانمند خود را به رخ می‌کشند. لاله‌جین با 700 ـ کارشناسان شهر معتقدند این سابقه به بیش از هزار سال می رسد ـ سال سابقه تاریخی چنان نظر زیبایی‌شناسان و شیفتگان هنر سفالگری و صنایع‌دستی ایران را به نمایش گذاشته که سالانه گردشگران داخلی و خارجی بسیاری از این شهر بازدید کرده و از سوغات آن به رسم یادگار با خود می‌برند. هنر دست‌ساز هنرمندان شهر، نه تنها در جای جای ایران، بلکه در آن سوی مرزها نیز بر ویترین منازل علاقه‌مندان جا خوش کرده است. شهرستان لاله‌جین با 760 کارگاه سنتی ـ که البته با ویرانی یک به یک آن ها این آمار رو به کاهش است ـ هنر خود را به میهمانان داخلی و خارجی به شکل های مختلف عرضه می‌کند.

خانم؛ سیده فریده حسینی‌فرزام
________________________________________________________________________________
مقاله زیبایی بود از خبرگزاری فارس که دیدم حیف است در این وبلاگ درج نشود البته با کمی تغییرات. با تشکر از نویسنده خوش ذوقش.

                  

 

میلاد فاطمه معصومه (س)

میلاد حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) فرخنده باد

کارگاه سنتی لالجین



کارگاه های زیبایی که یک به یک ویران می شوند، بی آن که کسی به فکرشان باشد!

نمایش تئاتر در مجموعه آوینی لالجین

هفته آینده، تئاتر موزیکال "بابا که ترس نداره" کاری از گروه غدیر بهار، به مدت سه روز (شنبه تا دوشنبه) صبح و بعدازظهر در مجموعه آوینی لالجین به روی صحنه خواهدرفت.

 

ز غربتش چه بگویم که سینه ها خون است!

شهادت جانسوز رئیس مذهب تشیع

ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام صادق

بر عموم مسلمانان جهان تشیع تعزیت و تسلیت باد!



دانلود کتاب سیره پیشوایان زندگينامه امام صادق (ع)

منبع: سایت آوینی


شهادت و مصائب امام صادق (ع) در ادامه مطلب

ادامه نوشته

به بهانه جلسه علنی انجمن NA لالجین: جمعه 8 شهریور در مجموعه آوینی

NA (معتادان گمنام) انجمن بین‌المللی غیرانتفاعی افرادی است که اعتیاد به مواد مخدر مشکل اصلی زندگی‌شان بوده است. پایه و اساس انجمن معتادان گمنام، کمک معتادان به یکدیگر برای بهبودی است. معتادان در حال بهبودی به طور مرتب، گرد هم می‌آیند تا درباره تجربیاتشان در باره بهبودی حرف بزنند و پاکی خود (از مواد مخدر) را حفظ کنند.
روش اصلی بهبودی در انجمن، باور این برنامه و ارزش درمانی کمک یک معتاد به معتاد دیگر است. اعضا با حرف زدن درباره تجربیات و بهبودی‌شان از مصرف مواد مخدر، در جلسات شرکت می‌کنند. همچنین اعضاء باتجربه تر (که به راهنما معروفند) به طور فردی با اعضاء جدیدتر کار می‌کنند.
 قدم‌های دوازده‌گانه اصولی‌ترین برنامه معتادان گمنام و هسته اصلی و قلب برنامه معتادان گمنام است. این قدم‌ها مجموعه‌ای از رهنمون‌ها برای دست‌یابی عملی به بهبودی است.

اعضاء این انجمن خصوصیت مشترک خود را بیماریی به نام اعتیاد می‌دانند. اعتیاد به هرگونه ماده‌ای که احساسات و افکار آنان را از حالت طبیعی خارج کند. معتادان گمنام باور دارند که چاره رهایی از اعتیاد، ماهیتی روحانی دارد.

انجمنهای NA سازمان خود را مذهبی نمی‌دانند؛ اما اعضای آن در سراسر دنیا به مذاهب مختلفی گرایش دارند و این جمله که "انجمن معتادان گمنام مذهبی نیست" در اصل بدین معناست که NA مربوط به مذهب خاصی نیست و هر کس از هر مذهبی میتواند در آن عضو شود. تنها لازمه عضویت در این انجمن تمایل به قطع مصرف مواد مخدر است و تنها موضوع مهم برای اعضا این است که فرد مقابل برای حل مشکل خود چه روشی دارد و دیگران چطور می‌توانند به او کمک کنند. معتادان گمنام بر این باورند که بنا بر تجربه گروهی‌، کسانی از اعتیاد پاک می‌مانند که به طور مرتب در جلسات شرکت می‌کنند.
معتادان گمنام دو نوع جلسه برگزار می‌کنند:
 جلسات غیرعلنی: مخصوص معتادان یا کسانی است که به گمان خود ممکن است با موادمخدر مشکل داشته باشند.
 جلسات علنی: در این جلسات، اعضاء NA هر کسی را که مایل است انجمن را تجربه کند، در جمع خود می‌پذیرند.
ساختار جلسات NA غیررسمی است و در مکانی که توسط گروه اجاره می‌شود، برگزار می‌گردد و اعضا به نوبت جلسه را رهبری می‌کنند. هزینه جلسات و سایر خدمات به طور کامل از محل کمک‌های داوطلبانه اعضا و فروش نشریات بهبودی، تأمین می‌گردد. بیشتر جلسات به طور هفتگی و معمولاً در اماکن عمومی برگزار می‌شود.

بازخوانی حکایتی از گلستان سعدی

در روزگاران قدیم شیادی که موهایش را (مثل سادات قدیم) بافته بود تا مردم گمان کنند او سید است، همراه با کاروان مکه، وارد شهری شد که یعنی من هم حاجی ام. بعد نزد امیر آن شهر رفت و قصیده ای در مدحش خواند و وانمود کرد که وی آن شعر را سروده است.

همه از جمله امیر، فریب کارها  و سخنان او را خوردند و آن مکار ماستش گرفت. اوضاع و احوال بر وفق مراد او بود تا اینکه یکی از نزدیکان شاه که از سفر بازگشته بود، متوجه قضیه شد و گفت: من این مرد را عید قربان امسال در بصره دیدم. پس معلوم شد که حاجی نبوده. شخص دیگری گفت: پدرش هم مسیحی است و در فلان شهر اقامت دارد! بنابر این سید بودنش هم منتفی شد!! بعد چند نفر از ادبای دربار زحمت کشیده دنبال شعری گشتند که آن شیاد ادعا می کرد خودش گفته و بالاخره معلوم شد که آن قصیده را مرحوم انوری ابیوردی گفته! شاه بس که عصبانی شد، چشمهای مبارکش شده بود کاسه خون. پس دستور داد تا چند روز او را در طویله  مبارکه حبس کنند و بعد میرغضبان درگاهش قولنج او را حسابی نرم کنند و نهایتاً از آن شهر بیندازندش بیرون.

شیاد در آخرین لحظه فریاد زد: ای امیرالامرا! ای سلطان جنت مکان خلد آشیان! اجازه دهید نکته ای بگویم. امیر فرمود: برو دروغگوی حقه باز بس است دیگر. شیاد گفت: اجازه دهید حرفم را بزنم. بعد اگر درست نبود،  هر تنبیهی امر بفرمایید در خدمت این میرغضبان قلچماقتان هستم. شاه گفت: خب بنال بینیم.

مرد صدایش را صاف کرد و در حالی که نوازندگان دربار، آهنگ متن می نواختند، این شعر را دکلمه کرد:

غریبی گرت ماست پیش آورد        دو پیمانه آب است و یک چمچه دوغ

گر از بنده لغوی شنیدی، مرنج       جهاندیده بسیار گوید دروغ

شاه با شنیدن این مطلب خنده اش گرفت و گفت: به نظرم اگر در عمرت یک حرف راست زده باشی، همین است. بعد دستور داد تا از بیت المال مسلمین، مایحتاجش را فراهم کنند تا با دلخوشی آن شهر را ترک کند. او هم بساطش را از آن دیار جمع کرد و با کوله باری از تجربه رفت تا بختش را در شهری دیگر بیازماید!!

تابلو سفالی سماع دراویش مولویه

تابلو سفالی (کتیبه) سماع یکی از آثار زیبای دوست عزیزمان جهانبخش امیربیگی

ابعاد این اثر 200 در 140 سانتیمتر است.