دقایقی با پدر سفال ايران

مصاحبه گر: آقای احمد رجبی راغب (سال 1391)

 حاج عسگر عسگری با وجود اینکه کمی کسالت داشت با آب و تاب صحبت مي‌کرد. سرزنده است و چهره دوست داشتنی و متینی دارد. وی متولد 1305 در لالجين است و به عنوان پدر سفال ایران شناخته شده است. حاج عسگر كه به «عرب» نيز مشهور است نزد اساتيدی از جمله حاج عباس، استاد اسماعيل دايی و استاد غياث‌علی نظری هنر سفالگری را ياد گرفته و هم‌اكنون هفتادوپنج سال است كه در اين كار مشغول فعاليت است.

حاج عسگر در روز صنايع دستی امسال (سال 1391) نيز به عنوان سفالگر پيشكسوت كشور از مقامات كشوری لوح تقدیر دريافت كرده است.

او پدر شهيد عليرضا عسگری است و در باره فرزند شهیدش مي‌گويد: عليرضا از طفوليت دوستدار اهل بيت و ائمه بوده و همواره عاشق پدر و مادر بود. او در چهارم دي‌ماه 1365 در خرمشهر شهيد شده است.

قدمت کارگاه حاج عسگر از زبان خودش:

اینجا حدوداً 350 سال است که ساخته شده، چهار نسل قبل‌تر از من اینجا کار کردند؛ پدر و پدربزرگ و ... .  از پنج سالگی از آن زمان که یادم می‌آید در کنار پدر و پدربزرگم کار مي‌کردم. در آن زمان درس و مدرسه نبود، به همین دلیل من وارد این هنر شدم و تا الان که عمر از خدا گرفتم اینجا هستم. و خودمان هم‌اكنون حدودا ده سال است كه به صورت پدر و فرزندی در اين كارگاه مشغول به كار هستيم و هفته‌ای يك كوره سفال درست مي‌كنيم كه شامل 35 خمچه و 50 عدد گلدان معمولی است.

كارگاه حاج عسگر كه به عنوان كارگاه ميراث فرهنگی ثبت شده و جزو آثار ملی محسوب می‌شود دارای قدمتی چند صد ساله است كه خاطرات زيادی را با خود به همراه دارد. پدر سفال ایران حاج عسگر عسگری زحمات زیادی برای معرفی هرچه بیشتر این هنر اصیل متحمل شده است و در این سال‌ها شاگردان زیادی را آموزش داده است. در این خصوص مي‌گويد: اين كارگاه شاهد حضور بيش از 50 جوان جويای نام و هنر بود كه توسط بنده هنر سفالگری را ياد گرفته و بيش از 30 تن از آنان هم‌اكنون اساتيد متبحری هستند كه مشغول به كار سفالگری در كارگاه‌های خود هستند.

ادامه مطلب را مطالعه فرمایید.

ادامه نوشته

گلیم سیاه!!

مواردی از قبیل مشکلات ثبت املاک لالجین و عدم اقبال سرمایه گذاران به این شهر به سبب ادعای ثابت نشده سازمان اوقاف، به اجرا درنیامدن طرح مسکن مهر در لالجین، کم لطفی مدام مسئولان سیاسی شهرستان و استان به این شهر، وضعیت نامطلوب بهداریهای موجود در آن، نیمه تمام رها شدن چند ساله احداث مراکز فرهنگی تفریحی همچون موزه سفال و کانون پرورش فکری کودکان و استخر، عدم تناسب کیفیت و کمیت اماکن ورزشی فعلی این شهر با وجود جمعیت ۵۵۰۰۰ نفری بخش لالجین، در حد حرف ماندن اجرای پروژه هایی مانند سایت کارگاهی سفال، سایت دامداری، بازیافت ضایعات سفال و سرامیک، تهیه و نصب بیلبوردها و تابلوهای بزرگ تبلیغاتی و اطلاع رسانی در داخل و خارج شهر و مسائلی از این دست، این تصور را در ذهن اهالی شریف این شهر تقویت می کند که معضلات و مشکلات جزوی از پیکره این دیار کهن است.

همچنان که جناب داناآزاد دو سال قبل (۱۶/۶/۹۰) در وبلاگ پایتخت سفال مطلبی با عنوان شعری از انوری مرقوم فرموده بودند، گویا مسائل و معضلات همچون مرضی مزمن، دائماً همراه و گریبانگیر لالجین خواهدبود. شعر انوری را از این وبلاگ نقل می کنم که انصافاً در مورد لالجین مصداق تام دارد.

هر بلایی کز آسمان برسد            گر چه بر دیگری قضا باشد

بر زمین نارسیده می پرسد:           "خانه انوری کجا باشد؟"

به عنوان مثال مریانج تا حدود بیست سال پیش از جمله روستاهای محروم همدان بود؛ اما جناب حاج بابایی هر طور بود، به لطایف الحیل همای سعادت را بر بام این دیار فرود آورد و امروزه اهالی آق بخت این شهر به سرعت از مدارج ترقی بالا می روند و عنقریب، مریانه ایها شهروندان یکی از مناطق بالای شهر همدان محسوب خواهند شد. تصور کنید اگر مثلاً بیست کارگاه سفالگری در این شهر بود، چه می شد!! راستی چرا کارگران کرد که این روزها (و ایضاً شبها) منطقه ما را رسماً به گند می کشند، در اطراف این شهر یا مثلاً بهار و تویسرکان اطراق نمی کنند؟ تا در مزارع خیار و سیر و سیب زمینی این شهرها کسب روزی کنند که محصولاتشان شهرت ملی دارد.

امکانات بهداشتی درمانی و ورزشی تفریحی لالجین را با بهار مقایسه کنید. در حالیکه جمعیت بهار دو برابر لالجین نیست، امکانات مذکور آن چند برابر است. چرا؟!! آیا مرکز شهرستان بودن برای این تفاوتهای تبعیض گونه کافی است؟

قبلاً وقتی چنین مسائلی در جمع مردم مطرح می شد، این تمایزات فاحش را به فعالیت نمایندگان مجلس نسبت می دادند که از ابتدای امر به نوبت از شهرستان کبودراهنگ و شهر بهار بر کرسی وکالت مجلس تکیه می کردند. در این صورت چرا ما نمی توانیم از فرصت راهیابی نماینده لالجینی به پارلمان استفاده ببریم؟!

گویا بهتر است که به چند و چون این مسائل کار نداشته باشیم و تسلیم سرنوشت شویم. چند روزه عمر فانی که ارزش این حرفها را ندارد بابا جان. حیف نیست آدم برنامه های مفید و غنی صدا و سیمای مرکز همدان را ول کند بیاید از این مطالب مأیوس کننده بنویسد؟ والله به خدا.

پروژه‌ای که نه سال به طول انجامیده است

گزارش از آقای احمد رجبی راغب

در سال‌های اخیر آن قدر تعداد پروژه‌های بر زمین مانده در کشور زیاد بوده است که شاید یکسال وقت ببرد تا همه آنها روی کاغذ آورده شوند و به ‌دنبال آن از مسئولان آینده درخواست شود که به آنها رسیدگی شود. اگر دولت یازدهم در طول چهار سال آینده هیچ کاری جز تکمیل پروژه‌های بر زمین مانده دولت قبل انجام ندهد نیز باز هم باید به او آفرین گفت. چرا که این کار پروسه عظیمی است و همت والایی می‌طلبد. یکی از بخش‌هایی که بحق می‌توان گفت در این سال‌ها مغفول مانده و توجه به آن صرفا برای تبلیغ در رسانه‌ها بوده و البته کم‌کردن اعتراضات عمومی، بخش فرهنگ و هنر بود که ضررهای زیادی را از نافرهنگی بودن مسئولانش متحمل شد و حالا چشم به روزهای آینده دارد تا شاید مسئولان فرهنگی از میان فرهنگیان انتخاب شوند و درد فرهنگیان را درک کنند.

وقتی در سال 1383 قطعه زمینی با 700 متر زیربنا از سوی شورای اسلامی شهر لالجین به منظور احداث ساختمان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در اختیار اداره کل نوسازی مدارس به عنوان مجری ساخت قرار گرفت، کودکان و نوجوانان لالجینی فکر می‌کردند در عرض مدت کوتاهی خواهند توانست اوقات فراغت خود را در این کانون بگذرانند و درآن فعالیت‌های هنری زیادی انجام دهند، اما چهار سال طول کشید تا ساخت این پروژه آغاز شود. سال 1387 کلنگی بر زمین خورد که بعد از گذشت نه سال هنوز کسی ثمره‌اش را ندیده است. کودکان آن روزهای لالجین به نوجوان تبدیل شدند و نوجوانانش جوانان امروز هستند اما این پروژه هنوز در حد اسکلت آهنی باقی‌مانده و کودکان و نوجوانان امروز لالجینی همچنان چشم‌انتظار ورود به این کانون هستند تا شاید این کانون هرچه زودتر افتتاح شود. ادامه مطلب را مطالعه فرمایید.

ادامه نوشته

زمین خوردن سوارکار هنگام تاخت - لالجین

لینک ویدئو در آپارات

خانه های سفالی جالب

بورکینافاسو کشوری است در غرب آفریقا که پایتخت آن اوآگادوگو است. بور كينافاسو يكي از فقير ترين كشورهاي جهان در دو دهه گذشته گرفتار خشكسالي شديد بوده است. اما با همه این وجود مردم خلاق این کشور در یکی از روستاهای کوچک خود با مواد خامی که در اختیار داشته اند برای به تصویر کشیدن فرهنگ و معماری خود خانه های جالب و زیبایی را از گل رس ساخته اند. این خانه های گلی در نور خورشید خشک شده و حالت یک سفال قوی را به خود می گیرند هم چنین از ویژگی های شگفت انگیز این خانه های گلی میتوان به تزیین آن ها با گل های رنگی و نقاشی های باستانی اشاره کرد. نقوش می توانند فقط چیزهای باشند که در زندگی روزانه با آن ها سر و کار دارند و یا می توانند الگوهای مربوط به دین و مذهب افراد باشند.

عکس هایی از این خانه ها در ادامه مطلب
ادامه نوشته

رس تنها خاک نیست، ایمان ماست!

منبع : فیسبوک

عکس های اصلی در ادامه مطلب




ادامه نوشته

اشتباه تعدادی از رسانه‌ها در مورد سفال لالجین

رزیتا ناصرالمعمار معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان همدان در گفت‌و‌گو با خبرنگار برنا اظهار داشت:

 برخی رسانه ها با بیان سمی بودن سفال لالجین سبب ایجاد سوءبرداشت و بدبینی گردشگران به سوی این منطقه می‌شوند. وی تصریح کرد: تاکنون سمی بودن سفال لالجین اثبات نشده است.

ناصرالمعمار با بیان این‌که سال‌هاست سفال های لالجین در موارد مختلف مورد استفاده قرارمی‌گیرد و تاکنون مشکلی به وجود نیامده است، تأکید کرد: موضوع سمی بودن سفال‌های لالجین به شکلی که بیان شده، صحیح نیست و در این مورد اغراق صورت گرفته است.

رسانه‌ها در راستای موضوع سمی بودن سفال لالجین اغراق نکنند.

وی با ابراز گلایه از رسانه‌ها گفت: برخی رسانه‌ها با بزرگ نمایی، وارونه جلوه دادن و ایجاد ذهنیات اشتباه، سبب بروز مشکلات و دردسر می‌شوند.

ناصرالمعمار اظهار کرد: مردم مطمئن باشند که خود سفال‌گران و همچنین مسئولان صنایع دستی در مقابل تک تک افراد احساس مسئولیت می‌کنند و هرگز اجازه نمی‌دهند سلامتی کسی به خطر بیفتد.

جلسه بخشداری لالجین در مورد کارگران فصلی کرد

گزارشها و شکایات متعدد از استقرار مهمانان ناخوانده کرد در ورودی لالجین، موجب برگزاری جلسه اضطراری تعدادی از مسئولان بخش در محل بخشداری لالجین شد.

در این جلسه که ساعت ۱۱:۳۰ امروز برگزار گردید، رئیس دادگاه بخش، بخشدار، تعدادی از اعضاء شورای شهر لالجین و دینارآباد،  فرماندهی نیروی انتظامی بخش، فرماندهی بسیج سپاه لالجین، شهردار لالجین و دهیاران دینارآباد و تازه کند حضور داشتند.

 ابتدا آقای دهله ای بخشدار لالجین در مورد برگزاری جلسات قبل در این مورد و مخالفت خود با استقرار این کارگران در حریم لالجین صحبت کردند. ایشان گفتند که درست است که این کارگران با کار در مزارع روستاهای مجاور کسب روزی می کنند و متقابلاً صاحبان مزارع نیز از کار ارزان آنان منتفع می شوند. با این حال گزارشهای رسیده حکایت از عدم رعایت رسوم مهمانی از سوی کردها دارد. ایشان توضیح دادند که چند ماه قبل در شورای تأمین نیز در مورد این مهمانان ناخوانده بحث و تبادل نظر گردید و متأسفانه نهایتاً قرار بر سکونت آنان در مجاورت شهر لالجین شد.

در ادامه هر یک از حضار جلسه از جمله دو تن از اعضاء شورای روستای دینارآباد در مورد علت استقرار کردها در منطقه توضیح دادند که اعضاء جلسه را قانع نکرد.

 این جلسه حدوداً دو ساعته با توافق حاضرین بر انتقال چادرهای کارگران به محلی دورتر از پارک سفال لالجین یا در غیر این صورت، اخراج کردها از منطقه و ممانعت از استقرار آنان در سالهای آینده خاتمه یافت.

پابلو پیكاسو

این اثر زیبای هنری که در تصویر می بینید متعلق به PabloPicasso (پابلو پیكاسو) یكی از پركارترین و بانفوذترین هنرمندان قرن بیستم است. پابلو در اسپانیا به دنیا آمده و علاوه بر آن که نقاش بزرگی است در مجسمه‌سازی، قلم‌زنی، طراحی و سفال‌گری نیز صدها اثر ماندنی از خود به جای گذاشته است.
 
این گلدان سفالی در عین سادگی بسیار زیبا و هنرمندانه ست.

 

 

 

 

 

 

 

سفال گری چیست؟ (بخش سوم)

 هنر ایران یکی از غنی ترین میراث هنری در تاریخ جهان به شمار می رود و در این میان، هنر سفالگری یا کوزه گری ایرانی با داشتن سابقه ای بس طولانی در تاریخ ایران از مهم ترین هنرهای ایران است. و اين نظريه كه بيشتر باستانشناسان، آغاز صنعت سفال سازي را از ايران مي‌دانند، درخور توجه است. به عنوان مثال پروفسور پوپ در كتاب بررسي هنر ايران آورده است: «مداركي كه اخيراً به دست آمده، قوياً موجب اثبات فرضيه‌هاي چند سال اخير مبني بر اين است كه كشاورزي و شايد صنايع پيوسته به آن يعني: كوزه‌گري و صنعت سفال‌سازي و بافندگي از فلات ايران آغاز شده است». سفال، در واقع نخستين محصول هنری و صنعتی مردمان اوليه و حاصل نياز و شعور آدمی، در به كار گيری عوامل طبيعت است. که نشانه‌های توليد آن را در تمامی نقاط مسكونی انسانی می شود مشاهده کرد. اما، فلات ایران با تنوع اقلیمی خود به احتمال زیاد، یكی از مهمترین خاستگاههای اصلی پیدایش و گسترش صنعت سفالگری در آسیای غربی است.
 عده ای معتقدند؛ كهن ترين اشيا سفالی به دست آمده از كاوش‌های باستان‌شناسی ايران مربوط به گنج دره در استان كرمانشاه است؛ كه تاريخ آن به هزاره هشتم پيش از ميلاد می‌رسد. البته به نظر می رسد بر درستی این ادعا اشکالاتی وارد است كه با كنار گذاشتن برخی تعصبات مي‌توان در مورد آن تحقيق و كنكاش کرد. اما بنابر آنچه تا کنون گفته ایم؛ بايد سفال را به عنوان تجلی فعاليت ذهن و خلاقيت و ابداع هنری انسان‌های گذشته هنری بزرگ شمرد و آن را ارج نهاد. چرا که؛ سفالگری هنری همگانی بوده كه نه تنها سليقه ابداع كننده، بلكه نشانه‌های معينی از زندگی اجتماعی و دوره زندگی و ويژگی‌های مادی و معنوی آن را به ما نشان می‌دهد، و وسيله مستقيمی برای شناسايی تمدن شهرها، اقوام و ادوار مختلف است. چرا که هر ملتی برای تزئين سفال‌های خويش، نشانه، اشكال و تزئينات ويژه خود را به كار می‌برده است. از همین رو هنر سفال سازي نزد باستانشناسان قدر و منزلت خاصي دارد، چه همين قطعه‌هاي كوچك سفال كه به ظاهر ناچيز به نظر مي‌رسد، آنها را به زمانه و زندگاني مردم روزگاران دیرین مي‌رساند.
 مطالعات نشان می دهد که تقریبا در طول تاریخ ایران و حتی از دوره قبل از تاریخ، رد و پای سفال را در ایران می شود دید. که البته در هر تاریخی در بخشی از فلات بزرگ ایران این هنر با توجه به شرایط زمانه پیشرفت ها و یا پسرفت هایی داشته است که آن دیگر در این فراز کوتاه نمی گنجد. لطفاً ادامه مطلب را مطالعه فرمایید.
ادامه نوشته

جوابیه انجمن هنری سفال و سرامیک لالجین به اخبار نادرست اخیر در مورد سفالینه های لالجین

جایگاه رفیع و بلامنازع لالجین در عرصه تولید سفال و سرامیک با داشتن بیش از هفتصد کارگاه بزرگ و کوچک و وجود چندین هزار هنرمند در شعبات مختلف سفال و سرامیک و تولید بیش از 5000 قطعه سرامیکی و سفالینه کوچک و بزرگ در روز و بیش از چهل میلیون دلار صادرات مصنوعات سفال و سرامیک در سال است. هنرمندان زحمتکش و سختکوش این خطه، عوارض حاصل از تحریمها، گرانی سوخت کارگاه­ها، گرانی دستمزد کارگران، گرانی مواد اولیه و غیره را با الهام از فرمایش­ها و منویات رهبر معظم با همت مضاعف خود کمرنگ کرده ­اند و با صدور بیشتر مصنوعات خود به کشورهای همسایه بخصوص عراق، افت صادرات مصنوعات خود به اروپا بخصوص آلمان را - که ناشی از تحریم­های فلج­ کننده به قول غربی ­هاست - جبران کرده­ اند.

هنرمندان سفالگر لالجینی، گرانی سوخت را با افزایش راندمان کوره اعم از ساخت کوره­ های مدرن، ترمیم و عایق ­بندی کوره­ های قدیمی و تغییر سوخت از مایع به گاز جبران می ­کنند. خوشبختانه مدتی است به علت افزایش هزینه­ های گمرکی و کرایه حمل، بارگیری و غیره، ورود مصنوعات سفال و سرامیکی از چین تقریباً قطع شده است؛ لذا این امر جهت جبران افزایش دستمزد و افزایش بهای مواد اولیه با افزایش قیمت مصنوعات تولیدی فرصت بسیار خوبی در اختیار سفالگران قرار داده است. البته با وجود موارد فوق و به دلیل وجود ظرفیت بسیار بالا در جهت ارتقاء سطح کمی و کیفی مصنوعات سفالین و سرامیکی در شهر لالجین توجه بیشتر ارگانها و نهادها و مسئولان ذیربط را می ­طلبد تا با اندک هزینه ­ای چه مادی و چه معنوی شاهد رشد و ترقی قابل ملاحظه ­ای در این هنر-صنعت باشند؛ به عنوان مثال با کمک به تأسیس و راه ­اندازی یک مرکز آموزشی و پژوهشی می­ توان روشهای تولیدی جدید، مواد اولیه مرغوب­تر را به هنرمندان این عرصه منتقل کرد. همچنین می ­توان برخی معایب موجود در این سیستم را شناسایی و با اتخاذ راهکارهای درست و مناسب رفع کرد. لطفاً ادامه مطلب را مطالعه فرمایید

ادامه نوشته

واکنش معاون صنایع‌ دستی سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری همدان در قبال مغرضین

علیرضا قاسمی معاون صنایع‌ دستی سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری همدان در گفت‌و‌گو با خبرنگار میراث فرهنگی برنا گفت:

مغرضین می‌گویند ظروف سفالی لالجین سمی است که  در حقیقت هجمه به سفال لالجین است و با انتشار این خبر، به سفال و هنرمندان این عرصه ظلم می‌شود. من این موضوع را که در رسانه ها مطرح شده، قبول ندارم و این موضوع قابل بحث و بررسی است.

معاون صنایع دستی همدان گفت: برای ساخت لعاب فیروزه‌ای برخی از ظروف از سرب استفاده می‌شود و مقدار اندکی سرب که در این مورد به کار می‌رود، بسیار ناچیز است. همچنین میزان سرب مصرفی در تولید ظروف سفالی یکسان نیست.

معاون صنایع دستی همدان اظهار داشت: کارها و برنامه‌هایی در حال اجراست تا ماده ای جایگزین اکسید سرب در تولید لعاب ظروف شود.

لزوم ارسال جوابیه مسئولین امر در خصوص مقالات تخریبی منتشره

تقریباً یک هفته از انتشار مقالات زنجیره ای درباره کیفیت سفال های لالجین می گذرد، مطالبی که ابتدا با اقدامی هماهنگ شده توسط دو تن از گزارش نویسان هم استانی تهیه گردید؛ اولی در سایت همشهری آنلاین  و دومی در روزنامه سراسری تهران امروز منتشر شد و به فاصله چند ساعت، بارها و بارها در وب سایتهای خبری مختلف باز انتشار گردید. متأسفانه گستره انتشار این مقالات به اندازه ای است که با جستجوی کلمه سفال لالجین در سایت گوگل،  اولین صفحات نتایج به مطالب فوق اختصاص دارند.

در روزهایی که دوست و دشمن دانسته یا نادانسته کمر به نابودی شهرت و هنر لالجین بسته است، ضروری است که نهادهایی از جمله سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی، شورای شهر، اتحادیه سفالسازان، انجمن سفال و استادکاران برجسته شهر به سکوت خود پایان دهند و واکنش مناسبی در جهت مقابله با اقدامات و ادعاهای نادرست اینچنینی نشان دهند.

نیک میدانیم که این اولین بار نیست که لالجین چنین مورد هجمه قرار گرفته است، به هر حال رشد و شکوفایی اقتصادی لالجین مورد پسند خیلی ها نیست و از این رو به هر ترفندی توسل می گردد تا جلوی رونق خیره کننده لالجین گرفته شود. مقالات پیشین این نویسنده از جمله مطلب " لالجین دیگر پایتخت سفال ایران نیست" (http://zandi90.blogsky.com/1390/03/06/post-3/)  در کنار پازل های دیگر نشان می دهد که حدسمان آنچنان هم بیراه نیست و متاسفانه بسیاری از این مطالب از جمله مقالات فوق با نیت سوء به قلم درآمده و در باز انتشار های آن هم با تلاش های عامدانه ای صورت گرفته است. از این رو از تمامی مسئولین لالجین در کلیه نهادی های مذکور انتظار می رود به منظور جلوگیری از اشغال فضای مجازی و رسوب ادعاهای نادرست غرض ورزانه در افکار عمومی کشور نسبت به سفال لالجین، در مقام پاسخگویی برآیند و جوابیه های مناسب و تخصصی در این خصوص تهیه و به سایت های خبری ( که مقالات مذکور را انتشار داده اند) مخابره گردد.

سفالگری چیست؟ (بخش دوم)

همان طور که در بخش ابتدایی این مقاله آورده شد؛ خاک رس دارای خصوصیات فیزیکی فراوانی است که این خصوصیات یکی از عوامل مهم و تعیین کننده کمیت و کیفیت محصولات حاصل از آن می باشد. کائولن که خالص ترین نوع خاک سفالگری است ازتجزیه فلدسپات در مجاورت هوا و آب  بوجود می آید که  در دمای 1500 درجه سانتیگراد پخته می شود. و اما،  بالکلی از خاک های نوع دوم است که دارای مقادیر زیادی آهن می باشد و هم چنین از چسبندگی خوب و بسیار بالایی نیز برخوردار است. این خاک،  دمای ذوبش پایین تر از کائولن است و در آخر بنتونیت؛ نوعی خاک ریزدانه است که برای افزایش قابلیت کارپذیری بدنه به گل اضافه می شود و ویژگی پلاستینه بودن گل را بیشتر می کند. پلاستیه بودن گل یعنی اینکه گل شکل پذیر باشد. جالب است بدانید اضافه کردن رنگ به گل می تواند ساختار شیمیایی آن را تغئیر دهد و خاصیت پلاستینه بودن آنرا کاهش دهد. البته به نظر می رسد که هنرمندان سفالگرلالجین به طور کلی زیاد با این واژه ها آشنا نیستند و خاک مخصوص سفالگری را تنها به همان نام خاک رس می شناسند. اما آشنایی با این لغات برای کسانی که هنر سفال را به شکل حرفه ای دنبال می کنند مهم و ضروری است.
سفالگری یکی از نخستین صنایع بشر می‌باشد گر چه خاستگاه آن به درستی آشکار نیست. اما، آن چه مسلم است این است که؛ ظرفهای سفالی، یکی از قدیمی‌ترین ساخته‌های هنرمندانه دست آدمی است. البته واضح است که این هنر پس از یکجا نشینیه انسان ها شکل گرفته، انسان‌های اولیه از آن زمان که به فکر ذخیرهٔ آب و غذا افتادند و به خاصیت چسبندگی و شکل گیری گل رس پی بردند ظرفهای سفالی را به شکلهای گوناگون ساختند. ابتدا به شکل دست ساز و بعد
چرخ ساز که به دو صورت کند و تند انجام می شده. با گذشت زمان و گسترش زندگی، سفالگری این هنر عجیب نیز تکامل یافت و آفرینندگان آن دریافتند که می توانند با دستهایشان بر ظرفهای گلی نقش و نگارهایی ایجاد کنند و یا آن که ساخته های خود را با رنگهای گوناگون بیارایند.
 پیدایش
چرخ سفالگری تحوّل بزرگی را در این هنر به وجود آورد و آن را از یک هنر معمولی به صنعتی بزرگ تبدیل کرد. از طرفی انسان ها به زودی دریافتند که این ظروف گلی برای دوام و مقاومت بیشتر بهتر است پخته شوند، که این دانش نیز گامی بزرگ در راستای پیشرفت این هنر و صنعت به شمار می آید. چرا که؛ درطول پخت کیمیاگری واقعی سفالگری اتفاق می افتد، بدین صورت که گل خام با تغئیرات شیمیایی به سرامیک تبدیل می شود. به طور کلی سفالگری 2 نوع پخت دارد: اولین پخت؛ پخت بیسکوییتی است که در آن رس برای عملکردهای ثانویه مانند لعاب یا آماده می شود. دومین پخت؛ لعاب است که معمولا دردمای بالاتر صورت می گیرد و پوششی تزیینی و محافظتی اضافه می کند.
و حال آن که این هنر به خصوص در ایران و به ویژه در شهر لالجین، پایتخت سفال و سرامیک جهان، از کجا به جایگاه امروزی خود رسیده و چه فراز و نشیب هایی را پشت سر گذاشته مطالبی است که در آینده برایتان خواهم نوشت.
ادامه دارد...

مهمانان ناخوانده!

مرداد هر سال ساکنین بخش لالجین میزبان مهمانان ناخوانده ای از مناطق کردنشین کرمانشاه هستند. در چند سال اخیر همزمان با برداشت محصولاتی همچون خیار و سیب زمینی در منطقه، اهالی لالجین و تازه کند (حسام آباد) ناگزیر از تحمل چند ماهه کارگران کردی هستند که به اسم کار در مزارع شهرستان در حومه این شهر اطراق می کنند. البته بنا بر رسم قدیمی مهمان نوازی، حضور آنان را باید محترم شمرد؛ اما متأسفانه این مهمانان رسوم مهمانی را به جا نمی آورند و به شهادت سوابق چند سال اخیر، هر ساله با حضور آنان در این منطقه، آمار سرقت و فساد افزایش می یابد. علاوه بر این در بسیاری از اوقات آنان مستقیماً نیز با ایجاد درگیری (مثلاً در پارک سفال لالجین ) مزاحم ساکنین بخش لالجین می شوند.

امسال نیز برغم مخالفت و هشدار نهادهایی از قبیل بسیج سپاه پاسداران لالجین، شورای شهر و نیروی انتظامی بخش لالجین، متأسفانه بخشدار لالجین به بهانه اصرار مزرعه داران روستای دینارآباد، با سکونت انبوه اکراد در این منطقه موافقت کرده است. باید از حضور جناب بخشدار پرسید که آیا عقلاً و منطقاً صحیح است که بهره کار ارزان این کارگران، نصیب روستاهایی همچون گنج تپه، دینارآباد و بهار شود و اهالی لالجین متحمل هزینه گزاف حضور این مهمانان بزهکار گردند؟

 

ترک‌ برداشتن دیوار مسجد کوفه در سالروز ضربت‌ خوردن امیرالمؤمنین(ع)

دانلود فیلم ترک برداشتن دیوار مسجد کوفه در سایت آپارات

همزمان با سالروز ضربت‌ خوردن امیرالمؤمنین(ع) بخشی از دیوار مسجد کوفه ترک برداشت؛ برخی مردم محلی از این اتفاق به عنوان معجزه یاد می‌‌کنند و آن را یادآور ندای جبرئیل امین می‌دانند که فرمود: تهدّمت والله ارکان الهدی؛ سوگند به خدا ارکان هدایت درهم ‌شکست.

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، همزمان با سالروز ضربت‌خوردن امیرالمؤمنین(ع)، دیوار مسجد کوفه از سمت باب الحجة ترک برداشت. به گفته شاهدان عینی این اتفاق با صدای رعب‌انگیزی همراه بوده است.

در حدیثی از شیخ مفید آمده است که امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: «إذا هدم حائط مسجد الکوفة ممَّا یلی دار عبد الله بن مسعود فعند ذلک زال ملک القوم وعند زواله خروج القائم علیه السلام»؛ چون دیوار مسجد کوفه در قسمت خانه عبدالله بن مسعود ویران شود، در آن هنگام حکومت قوم به فرجام می‌رسد و قائم علیه السلام ظهور می‌نماید.

ناگفته نماند این روایت جزو نشانه‌های دور از زمان ظهور است و طی آن زوال حکومت بنی عباس مژده داده شد.

منبع:فارس نیوز

در کوچه های کوفه صدای عبور کیست؟

از مرحوم قیصر امین پور

این جزر و مد چیست که تا ماه می رود؟         دریای درد کیست کــه در چـــاه می رود؟

این سان که چرخ می گذرد بر مدار شوم         بیـــم خسوف  و  تیـرگـــی مـــاه می رود

گویی که چرخ بوی خطر را شنیده است           یک لحظه مکث کرده، به اکــراه می رود

آبستن عزای عظیمی است کاین چنین             آسیـمه سر نسیـــم سحــرگاه می رود

امشب فرو فتاده مگر ماه از آسمان                   یا آفتـــاب روی زمیـــن راه مـی رود؟

در کوچه های کوفه صدای عبور کیست؟          گویـــا دلــی بـــه مقصد دلــخواه می رود

دارد ســر شکافتـن فــرقِ آفتــــــاب            آن سایه ای که در دل شب راه می رود

ها عَلِی بَشَرٌ کَيفَ بَشَر

استاد شهریار تبریزی مولا را چنین وصف کرده است:


علی آن شير خدا شاه عرب        الفتی داشته با اين دل شب

شب ز اسرار علی آگاه است       دل شب محرم سر الله است

شب علی ديد و به نزديكی ديد    گر چه او نيز به تاريكی ديد

شب شنیده ست مناجات علی      جوشش چشمه‌ عشق ازلی

شاه را ديده به نوشينی خواب      روی بر سينه ديوار خراب

قلعه بانی که به قصر افلاک        سر دهد ناله زندانی خاک

اشکباری که چو شمع بيدار         می‌فشاند زر و می گريد زار

دردمندی که چو لب بگشايد      در و ديوار به زنهار آيد

کلماتی چو دُر آويزه‌ گوش        مسجد کوفه هنوزش مدهوش

 فجر تا سينه‌ آفاق شکافت         چشم بيدار علی خفته نيافت

روزه داری كه به مهر اسحار       بشكند نان جوين در افطار

ناشناسی که به تاريکی شب        می‌برد شام يتيمان عرب

پادشاهی که به شب برقع پوش     می‌کشد بار گدايان بر دوش

تا نشد پردگی آن سر جلی         نشد افشا که علی بود علی

شاهبازی که به بال و پر راز       می‌کند در ابديت پرواز

شهسواری كه به برق شمشير        در دل شب بشكافد دل شير

عشقبازی که هم آغوش خطر      خُفت در خوابگه پيغمبر

آن دم صبح قيامت تاثير            حلقه‌ در شد از او دامنگير

دست در دامن مولا زد در         که علی بگذر و از ما مگذر

شال شه وا شد و دامن به گرو     زينبش دست به دامان که مرو

شال می‌بست و ندايی مبهم         که "کمربند شهادت محکم"

پيشوايی که ز شوق ديدار          می‌کند قاتل خود را بيدار

ماه محراب عبوديت حق       سر به محراب عبادت منشق

می‌زند پس لب او کاسه‌ شير        می‌کند چشم اشارت به اسير

چه اسيری که همان قاتل اوست     تو خدايی مگر ای دشمن دوست

در جهانی همه شور و همه شر       ها عَلِی بَشَرٌ کَيفَ بَشَر

كفن از گريه غسّال خجل         پيرهن از رخ وصّال خجل

شبروان، مست ولای تو علی       جان عالم به فدای تو علی

سفال گری چیست؟

زمینه شناخت هر پدیده ای در آغاز، آشنایی با نام آن است. و از آنجا که ماده اولیه سفالسازی، خاک رس است بد نیست معنی لغوی آن را بدانیم. خاک و رس همانطور که از ظاهرشان معلوم است از دو کلمه ترکیب شده که اولی تکمیل کننده دومی است. پس در ابتدا تعریف می کنیم.

خاک یعنی چه؟ خاک که از نظر دستور زبان، اسم است، یعنی ماده جامدی که طبقه ظاهری زمین را تشکیل داده و گیاهان و درختان از آن می رویند و گاهی به زمین و کشور هم اطلاق می شود. خاک بیشتر خشکی روی زمین را می پوشاند و انواع مختلفی هم دارد. و اما رس: این واژه هم اسم است که رست هم تلفظ می شود. نوعی از خاک که از متراج آن با آب خمیر چسبیده حاصل می شود و می توان آن را به شکل های مختلف در آورد و بواسطه مواد خارجی کائولن است که در چینی سازی به کار می رود و به گل کوزه گری معروف است و دارای مقداری آهک (( پنج درصد )) و سیلیس و اکسید آهن است. مرغوب‌ترین خاک در صنعت سفالگری خاک رس می‌باشد و همان طور که گفته شد؛ به دلیل وجود مقادیر بالای آهن در آن، به رنگ سرخ است.

واژه سومی که بد نیست معنی آنرا بدانیم ((سفال)) است. سُفالگری ساختن ظروف با گل است و به ظرف ساخته شده از این طریق سفال می‌گویند. کلمه سفال نیز از نظر دستور زبان، اسم است و سوفال، سفاله و سوفار هم تلفظ می شود. معنی اش یعنی ظرف گلی که در کوره پخته شده باشد مانند کاسه و کوزه و امثال آن به معنی پوست دانه از قبیل پوست پسته و فندوق و گردو و بادام نیز گفته اند. لغت سفال مشبه لغت کراموس ( keramos ) است که در زبان یونانی قدیم به این گونه مواد رسی و یا فرآورده های آن گفته می شده که البته در اثر کثرت استفاده در زبان های اروپایی بتدریج به کرامیک یا سرامیک تبدیل گردیده است. از مشهورترین سفالینه‌ها می‌توان به کوزه و پیاله سفالین اشاره کرد. خود خاک رُس هم مانند خاک، انواع گوناگونی دارد. بر اساس تحقیقات و یافته ها آن را می توان به چند نوع طبقه بندی کرد؛ خاک رُس رسوبی، خاک رُس گلوله ای؛ خاک رس آهکی، خاک رُس قرمز، خاک رُس های دیر گداز ( البته شاید این تقسیم بندی اشکالاتی داشته باشد که این را اساتید اهل فن بهتر میدانند) خاک رس یکی از عجیب ترین خاک های جهان به شمار می رود این خاک عجیب که بعد از مخلوط شدن با آب قابلیت شکل گیری دارد از خصوصیاتی فیزیکی زیادی نیز برخوردار است که در آینده توضیح خواهیم داد.

 این مقاله ادامه دارد...

ماه مبارک رمضان در بین ترکمن‌ها

نوشته یوسف قوجق برگرفته از: سایت انسان شناسی و فرهنگ( http://anthropology.ir/node/18809)

ماه مبارک رمضان در میان ترکمن‌ها از جایگاهی والا برخوردار است. در این ماه ترکمن‌ها، از مرد و زن، پیر و جوان و نوجوان، با شور و شوقی عجیب، علاوه بر ادای فرایض، در تمامی مراسمی که خاص این ماه برگزار می شود، شرکت می‌کنند. برای پی بردن به جایگاه والای این ماه در بین ترکمن‌ها، به بیتی از شاعر بزرگ و بنیان گذار ادبیات ترکمن یعنی مختومقلی فراغی اشاره می‌کنیم. این سخنور بزرگ ترکمن در یکی از شعرهای خود در باره جایگاه والای این ماه مبارک چنین نوشته است:

ییلینگ دؤرت پاصلیندا، اون ایکی آیدا             رمضان دیرلر آیینگ یاغشی سین

یعنی: از بین چهار فصل سال و دوازده ماه، رمضان می‌آید و آن بهترین ماه است. 

ترکمن‌ها حداقل یک هفته قبل از حلول ماه مبارک رمضان، مقدمات ورود به این ماه پر فیض را فراهم می‌کنند؛ زنان بیشتر از روزهای معمول به نظافت خانه و حیاط منزل می‌پردازند و مردان نیز خواربار و ملزومات مورد نیاز این ماه را خریداری می‌کنند. در بسیاری از مناطق ترکمن نشین، رسم است که زنان و دختران ترکمن آخرین جمعه قبل از حلول ماه رمضان، به شکل دسته جمعی مسجد محل خود را نظافت می‌کنند. برخی از خانواده‌ها نیز سجاده‌هایی از جنس قالیچه و نمد را که به آن «نمازلیق» می‌گویند، به مسجد محل خود اهداء می‌کنند.

رؤیت هلال ماه ‌رمضان (آی گؤرمک) نیز در میان ترکمن‌ها  با هیجان خاصی همراه است. ترکمن‌ها  عقیده دارند هرکس زودتر از بقیه هلال ماه را ببیند، ثواب بیشتری می‌برد و حتی باعث افزایش بینایی می‌شود. به همین خاطر پیر و جوان سعی می کنند برای دیدن هلال ماه ـ که علامت حلول ماه مبارک است ـ به بالای ارتفاعات و پشت بام ها بروند تا زودتر از دیگران ببینند. عصر شب‌های آخر ماه شعبان، نگاه غالب مردم ترکمن به سمت مغرب آسمان است تا شاید هلال ماه را رؤیت کنند. فردی که هلال ماه را می‌بیند، آیه شریفه ‪۱۸۹ سوره بقره را قرائت می‌کند و با خوشحالی و صدای بلند به دیگران اعلام می کند که ماه را رؤیت کرده است. رسم بر این است که هر فرد ترکمن، چه آن‌ها که در همان شب ماه را می‌بینند و چه آنها که در شب‌های دیگر آن را رؤیت می‌کنند، به محض دیدن ماه، دست خود را به سمت آن دراز می‌کنند و به پیشانی می‌سایند و این کار را سه بار تکرار می‌کنند و می‌گویند «گلجک ایلا خدای یتیرسین!» (یعنی: دیدن این ماه در سال آینده نیز قسمت ما بشود!) ادامه مطلب را مطالعه فرمایید.

ادامه نوشته